X
تبلیغات
عاشقانه ها
 متن و عکس باحال

تصاوير عاشقانه، تصاویر تنهایی، تصاویر جدید عاشقانه، تصاویر عاشقانه، تصاویر عاشقانه جدید، تصاویر عاشقانه والنتاین، تصاویر والنتاین، جدید �

.

تصاوير عاشقانه، تصاویر تنهایی، تصاویر جدید عاشقانه، تصاویر عاشقانه، تصاویر عاشقانه جدید، تصاویر عاشقانه والنتاین، تصاویر والنتاین، جدید �

.

تصاوير عاشقانه، تصاویر تنهایی، تصاویر جدید عاشقانه، تصاویر عاشقانه، تصاویر عاشقانه جدید، تصاویر عاشقانه والنتاین، تصاویر والنتاین، جدید �

.

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391  |
 عکس

.

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391  |
 متن عکس دار زیبا

3dgirl.blogfa.com عكس هاي متن دار عاشقانه ، عكس عشقولانه

.

3dgirl.blogfa.com عكس هاي متن دار عاشقانه ، عكس عشقولانه

.

.


|+| نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391  |
 بهار می اورد ...

در زمستانی که بی‌هنگام آمده بودو ابرهایی که ناغافل،توبهار را به پنجره‌ام هدیه کردیو ماه مهربان رابه دست‌هایم.حالا کجا مانده‌ایدوباره بیایی کنار پنجره‌امبگویی: سلام،بهار آورده‌ام، نمی‌خواهی؟!

 

رضا کاظمی "


|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 غریبه ای دور ....

عکس عاشقانه

.

آنقدر دوستت میدارم که از دور بودنها میترسم
اما ای کاش احساسم را میفهمیدی
و ساده از کنار تنهاییم
چون رهگذری عبور نمیکردی
تو را چه بنامم
... ...عشق دیر یافته
یا
غریبه ای که از من دور است.

" سپیده امینی "

 

|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 

عکس عاشقانه

.

بانو!
فراموش کن‌ آدمک‌های برفی را
دل به گرمایِ دست‌هایِ من بده
به گمانم شهرِ سردِ شما
مردِ عاشق
به خود ندیده است
خدا حافظ یخبندان
خدا حافظ روز‌های بی‌ عشقی‌
خداحافظ بانو ی خسته ی من
مردِ شما
این بار
با بهار می‌‌آید.

" نیکی‌ فیروزکوهی "

|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 و خداونذ .....



خدا را دوست بدار ...

حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی . . .
|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 گوناگون

http://marshal-modern.ir/Archive/32151.aspx

.

http://marshal-modern.ir/Archive/31744.aspx

.


|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 گل و یاد خدا ....

.

.

.

.

.

.

.

.

.


|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 و خدا .....

دلـــت کـه گـرفــت،

دیگر مـنـتِ زمیـــن را نــکـش!

راهِ آسمـان بـاز است...

پر بکش!

او همیشه آغوشش باز است،

نگفته تو را می‌خواند...

.

.

.

|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 فال حافظ
حافظ هم ..
از من کلافه است !
بس که ..
آمدنت را فال گرفتم !!
--------
|+| نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1391  |
 رسیدن ه تو

انگار از هر طرف
که میروم
به تــو
می رسم،
چه خوب که تو
این همه بزرگـــی ..

.

adams apple, adamsapple, alone, boy, cute, hair

.


|+| نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم مهر 1391  |
 دلتنگی2

می پوشانم 
دلتـنگی ام را
با بستری از کلمات
اما باز کسی در دلم 
" تــــــو "
را صــدا می زنـــد ...

.

Alone-boy-gay-ijever-sleep-favim.com-286002_large

.


|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 شعر سکوت

به یک سکوت دوهزار و پانصد ساله احتیاج دارم!!

باید خودم را از خرابه ها .... بیرون بکشم..

این روز ها در قامتی قدم میزنم

که سرم به تنش نمی ارزد

مدتیست گم و گورم...

.


http://files.myopera.com/abhi2912/albums/7474572/Alone_Boy.jpg
.
بدون شرح
.
Propose_If_U_Can.jpg
.
دستانت که مال من باشد
دیگر مرا کسی
دست کم نمیگیرد ...
.
My wish for someone very Special
.

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 
من فکر می کنم در غیاب تو
همه ی خانه های جهان خالی ست،
همه ی پنجره ها بسته است،
اصلا کسی
حوصله آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد....
.
alone, boy, think
.
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 سیگار و متن

باشی یا نباشی زندگی میگذرد !
اگر باشی با تو
اگر نباشی با سیگار …
.

alone, boy, cigarette, cigarettes, fuck

.

ه سیگارهایم پوکه های خاطرات است که شلیک می کنم وسط مغزم …
می کشد مرا اما شاید تو را فراری دهم از ذهنم !!!
همه را خطا زدم …
پاکت بعدی ، خشابی دیگر …
.

hot, beautiful, black and white, boy

.

یک فنجان قهوه پر
یک صندلی لهستانی نو که جیر جیر نمی کند
یک سیگار سالم روشن نشده
یه کافه روشن روشن
و ذهنی خالی از تو …
.

black and white, cigarette, coffee, hand

.



|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 وقتی که بروی ...

سطرهای دلم خط خطی شده اند

می خواهم عمیق شوم

چاه و چاله کم دارم

دیده ای که نگاهت نمی کنم؟

می ترسم که نگاهم گره کوری بخورد

و باز.... باز ...

این گره کور همین حالا هم باز نمی شود

وقتی تو می روی، پاهایم به زمین می چسبند

.
alone, boy, cry
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 نفس اخر ....

می‌توانم تصویرت را از هم بپاشم ،

باد و خاکستر بشوی وَ بی‌ چهره !

با یک ترانه ‌ی ِ راک می‌شود فراموشت کرد !

می‌شود فردا سلام که می‌کنی نشناسمت ...

و اینها همه راست باشد !

یادَت باشد

بسیار می‌شودها را می‌شود شد ...

بسیار روزهای آتی را می‌ شود بی تو خندید ...

بسیار میشود به موقع نفس ِ آخر را کشید ،

" بسیار راحت... "

...!!!

.


|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 بلران پاییزی ...

هی پاییز ....
ابرهایت را زودتر بفرست .... !
شستن این گرد غم از دل من
چند پاییز باران میخواهد ...
 
قرارمان باران ....
هر جا که هستی با تو هستم ....
زیر چتر اسمان ....
.

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 سنگ تمام
دلــــم را زود سوزاندي ...
  
کاش قدري صبر مي کردي!

  
حرمت کسي که عزيزش را از دست داده

  
لااقل تا هفت روز نگه مي دارند
.
.
.

آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد، امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی،

نــــــــه..،

آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی،

"سنـــگِ تمــام" را میگذارنـد و مــی رونــد....

.

آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد، امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی،

نــــــــه..،

آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی،

"سنـــگِ تمــام" را میگذارنـد و مــی رونــد....

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 
.
.
ولی عجیب                           

رخنه کردی میان هوای شعرهایم

با تو بارانیم

همان دور بمان

نزدیک که بیایی

قواعد بازی آدمها

مسمومت میکند

بگذار بی دلیل دوستت داشته باشم

و بنویسم

تا بی خبر بخوانی مرا ........
.
.
مدتهاست

چتر منطق را بر سر گرفته ام!

تا باران عشق را

تجربه نکنم!

دیگر توان مقابله با

تب و لرز

برایم باقی نمانده است!!!
.
.
.
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 lمتن و گل زیبا ....

اگر روزی عاشق شدی …
قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن …
این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ……!
.
.

.

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛

زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛

و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد ...
 
.
http://up.mahpic.com/Pictures/24/tea_rose_white.jpg

.

چه زیباست ...
وقتی سالها بعد به عشقی رسیدی
به او بگویی .... :
قبل از اوها همه سوء تفاهم بودند ... !!!!
.
.
http://www.kocholo.org/img/images/09433297185987600979.jpg

.

در ســــتایش ِ چشــــمهایــت
شــعری نــمیتوان گفت
خاضـــعانه
تنــها بــاید
تماشـــا کــرد ، مســت شد ، رهــا شد ...
.
.
|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم مهر 1391  |
 


 تصاویری فوق العاده زیبا از گل ها و طبیعت

|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391  |
 masi
انگشت به دهان مانده ام
از همان روزی که پرواز کردی
چون پرنـده ای به آشیان دلـم
عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.
|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391  |
 به عشق ازی

حیرانی من در آب و آیینه
یادت نرود
وقتی که بلند ،
فریاد زدم که دوستش می دارم  .
یادت نرود
وقتی که کنار دست او هستم ،
من نیستم 
اختیار من دستم نیست .
پیغمبر وحشیان عالم هستم !
رضا براهنی

.

.

معشوق من
همچون طبیعت
مفهوم ناگزیر صریحی دارد .
او با شکست من
قانون صادقانه ی قدرت را
تایید می کند .
او وحشیانه آزاد است
مانند یک غریزه ی سالم
در عمق یک جزیره ی نامسکون...   فروغ فرخزاد

.

.

سکوت نکردم که فراموشت کنم
نمی خواهم از یادم بروی....
اشک نمی ریزم
تا.......
لحظه های نبودنت را ابری کنم

تنها...تنها...
لحظه های با تو بودن را مرور می کنم
و...به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها
نمی دانی چه غمگینم
در این تاریکی شبها
چه بی تابانه دلگیرم
نمی دانی که گاهی عاشقانه
در تب رویای تو آرام می گیرم.

.

.

لب دریای خیال ،
آرزوهای محال من تو را می بینم
آه...محوی در مه !
به چه می اندیشی؟
به سکوتی مبهم یا بدین فاصله ها؟
من و تو فاصله را می شکنیم
من و تو عاشق بودن هستیم
من و تو می خوانیم
نه به چنگ نه به تار نه به آوای بهار
که به درد که به رنج که به هر آنچه کشیدیم از این دوری یار
به چه می اندیشم؟
به سکوت یا صدای گیتار؟
نه سکوت نه نت آن گیتار
که به عشق که به ماندن رفتن و محو شدن در خروش امواج ،
گم شدن ،
پاک شدن..

.

.

پیچــک نگــاهــم
دزدانــه تــا پشــت پنجــره ی
اتــاق تــو بــالا آمــده!
بــه کجــا خیــره شــده‌ای؟!
بــاران کــه بگیــرد
تمــام پنجــره
پــر از پیچــک خــواهــد بــود . . .

کیکاووس یاکیده

.

.

نــه!
هــرگــز شــب را بــاور نکــردم،
چــرا کــه
در فــراســوهــای ِ دهلیــزش
بــه امیــد ِ دریچــه‌ای
دل بستــه بــودم . . .


احمد شاملو

.

.

دنیا را بغل گرفتیم
گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد
بیدار شدیم
دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم.
حسین پناهی

.

.

تولد انسان روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟!!
گرما بخشیدی...؟!!
یا سوزاندی...؟!!

.

.

از ابتدای آن روز 
که شامگاهش
 باران بر گونه های تو بارید 
من گمشده ام.

.

.

دیر آمدی تمام شده ام دیگر ...  
بس كه بلعیده ام اندوه نبودت را...  
هنوز اما همانند حاتم ام....می بخشمت
با آنكه هزار شب بی خوابی ...طلب دارم از تو...

.

.

در تمام طول شب
 در ثانیه های عبور 
سایه تو بود 
پیشاهنگ چشمان من 
ای تنهاترین 
ای معنی عشق

.

.

عکس تـو را


به سقف آسمان سنجاق میکنم


حال که این روزها


از فرط دلتنــــگی


چشمانم مدام رو به آسمان است


بگذار تو در قاب چشمانم باشی...


.

.

تـــا آســــمان خــیــــال ِ تـــو چقــــدر راه اســــت؟

دو بـــال بـــرایــــم کافــیـــســــت؟

مـــی خواهـــــم به هــــوای تــــو

ـــ در هــــوای تـــــو ـــ

اوج بگیــــرم!

منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی؟؟؟

.

.

دغدغه خود را در آغوش بگیر

و بخواب

هیچ کس آشفتگی‌ات را شانه نخواهد زد

این جمع پر از تنهایی ا‌ست . . .

.

.

ناگاه ترا می نامم
و با تو سخن می گویم
و به دست های خود می نگرم
که پر از تو است
و در سر تا پای خود
تن تو را حس می کنم
نام تو در سرم می پیچد
که رساتر از های و هوی دنیاست
ولی تو را به فراموشی می سپارم
چون باغبانی که
گل ها را به سکوت باغ می سپارد
زیرا باز بسوی تو خواهم آمد
زیرا بناگاه ترا خواهم نامید
و با تو سخن خواهم گفت

.

.

برایم هنوز پنجره می گشایی 

رو به باغ 

رو به افق

و رو به دریا ...

تا کنون چشمهایت در آیینه چشم هایم ننشسته اند

و تو نمی دانی که یک روزن به چشمهایت

مرا از هزار پنجره به دنیا خوشتر است.

.

.

بی تو هیچ نمی خواهم
نه آسمان ، نه زمین
نه باران ، نه خیس شدن
نه تازگی ، نه طراوت
گرمای دستانت را به من بده
همه چیز را از من بگیر
ملیحه

.

.

می پوشانم 
دلتـنگی ام را
با بستری از کلمات
اما باز کسی در دلم 
" تــــــو "
را صــدا می زنـــد ...

.

.

انگار از هر طرف
که میروم
به تــو
می رسم،
چه خوب که تو
این همه بزرگـــی ..

.

.

بی تو ترك برداشته ام 

و به هر بهانه ای ، 

دلم می شكند ،

گاهی گم می شوم پشت پنجره ها 

و سكوتم را بغض می كنم 

تا نشنوند صدای شكستنم را

.

.

و رسالت من این خواهد بود 
تا دو استكان چای داغ را 
از میان دویست جنگ خونین 
به سلامت بگذرانم 
تا در شبی بارانی
آن ها را 
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش كنیم.
حسین پناهی

.

.

اگر تمام ستاره های آسمان را

به شب من بیاوری

این تاریکی، روشن نخواهد شد!!

برای من

تنها "چشم" تو کافی ست!!

دریغش نکن ..

.

.

وقتی که تو نیستی
دنیا 
چیزی کم دارد.....

من فکر می کنم در غیاب تو
همه ی خانه های جهان خالی ست،
همه ی پنجره ها بسته است،
اصلا کسی
حوصله آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد....

واقعا
وقتی که تو نیستی
آفتاب هم حوصله ندارد راه بیفتد
بیاید بالای کوه،
اما دیوارها
تا دل ات بخواهد بلندند
سرپا ایستاده اند
کاری به بود و نبود نور ندارند،
سایه ندارند....

من قرار بود
روی همین واقعا
فقط روی همین واقعا
تاکید کنم!
بگویم:
واقعا 
وقتی که تو نیستی 
خیلی ها از خانه بیرون نمی آیند...

واقعا
وقتی که تونیستی،
من هم
تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام......

واقعا
وقتی که تونیستی،
بدیهی ست که تو نیستی!

سید علی صالحی

.

.

عاشقم اهل همین کوچه ی بن بست کناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا،کوچه کجا، پنچره ی بازکجا
من کجا ،عشق کجا، طاقت آغاز کجا
تو به لبخند و نگاهی
من دلداده به آهی
بنشستیم، تو در قلب و من خسته به چاهی
گنه از کیست؟
ار آن پنجره باز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن خنده معصوم؟
از آن لحظه دیدار؟

.

.

اگر تو روی نیمکتی 
این سوی دنیا 
تنها نشسته ای 
و همه آنچه نداری 
کسی است.... 


شاید آن سوی دنیا 
روی نیمکتی دیگر 
کسی نشسته است 
که همه آنچه ندارد تویی........ 

نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند!

.

.

می شمارم
دانه دانه باران را
در خیابانهای بی تـــو....
وقتی
آوار می شود ،
جنونی که تازگی ندارد،،
بر ســـرم ...

خراب تر ازین نمی شوم ، این روزها ...

.

.

بودنت

حتی همین قدر محال

تن پوشی است بر عریانی روح خالی ام....

باش ....

حتی همین قدر دور ...

حتی همین قدر محال

هر چه هستی باش ...

شاید سهم من از تو

همین دوری و محال بودن است عزیز

همین خواستن ها

نرسیدن ها

.

.

دلم ساعتی میخواهد 


که مانده باشد 


روی ساعتهای " با تو بودن " !!!!!!

.

.

عطر ِ تنت كه می پیچد


شراب ها...

مست می شوند از تـو !!

.

.

نفسهایم بی توبوی خاکستر سیگار پیرمردی را می دهد

که به جوان از دست رفته اش می اندیشد

و اشک می ریزداما نه انگار در نبودنت

پیر تر از پیرمردی شده ام

که در زیر سایه عصایش نشسته

و با خدایش حرفها دارد

.

.

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز

.

.

کم توقع شدم !

نه آغوشت را می خواهم ،

نه دیگر یک بوسه !

همین که بیایی از کنارم رد شوی

کافیست !

مرا با آرامش می رساند حتی

اصطحکاک سایه هایمان ... !!!

.

.

بیشتر مواقع پشت جمله

“عیب نداره، مهم نیست “

یه دل شکسته خوابیده . . .

.

.

خیلی که دلتنگ میشوم به آسمان نگاه میکنم

دام قرص میشود که تو هم زیر همین سقفی . . .

.

.

نمى دانم دردم چيست!
يا از تنهائيست
يا بودن دوستى كه دوستش دارم و نيست...

.

.


|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391  |
 تنها ماندن

ای نگاهت لای‌لای سِحر بار
گاهوار کودکان بی‌قرار
ای نفس‌هایت نسیم نیم‌خواب
شُسته از من لرزه‌های اضطراب
خُفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من

ای مرا با شعور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

از سروده های زنده یاد "فــروغ فــرخزاد"

.

.

در این هیاهوی خلق
که پُتک بر آرامش ات میزند
دلم پیاده رویی میخواهد , بارانی!
...
دست خودم را بگیرم
برویم صحبت کنان
تا انتهای گریستنِ آخرین ابرِ زندگی!
...
نفرین به اجتماع
که نمی گذارد صدا به صدا برسد!

.

.

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه
بیشتر از همه تنهاست،
اون رو تنها نذارید. بهتون نیاز داره ولی
هیچ وقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره...!!

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه هجدهم مهر 1391  |
 عکس و متن زیبا

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

.

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

.

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

.

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

.

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

.


|+| نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1391  |
 قصه من و شمع

خدایا...

 خواستم بگویم تنهایم

 اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد

 چه کسی بهتر از تو....!

.

.

ای شمع به چه میخندی تو ؟

به شب تیره و خاموشم ؟

به خدا مردم از این غم

که چرا نیست در اغوشم ...

....!!!

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.


|+| نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1391  |
 تاریک و تلخ از masi

شعر های
من...!!!
.
تابلو اند...!!!
.
همه...!!!
.
نبودنت را...!!!
.
تبلیغ
میکنند...!

..

نمی دانم گناه توست

یا عیب چشمهای من؟!

اینکه دیگر از چشمهایم افتاده ای...






:سخت ترین کار در دنیا

ترمیم اعتمادیست که از دست رفته…!!!

.

.

دنبال کسی میگردم که ؛

توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل ،
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...
...
...

...توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل ،
بگم: میای بریم خیابون تا هر جا شد قدم بزنیم؟
...در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...

توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل ،
بگم: میای صدای ناله ی برگای عفیف اباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟
در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار...

توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل ،
بگم: چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟
در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو...
سر اینکه دستای گره شدمون توی جیب کی باشه، بعدا تصمیم میگیریم.

.

.

بهش بگـــــی دوستش داری
پـــــررو میـــــشه و میــــره ...
بهش نگی دوستش داری
نــــاامیــــد میشه و میره !
بهــــــش محـــبــــــت کنــــــی
خوشی میزنه زیر دلش و میره
بــــهـــــــش مـــحبــــت نــــــکنـــــی
از یکی دیگه محبت میگیره و میره !
خــــلاصــــــه اومده که بره
خودتــــو خــســتــه نـــکن ....

.

.

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.


|+| نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1391  |
 

آهسته و آرام نه؛
ناگهان برو
مثل گلوله از تفنگ
که تا بخواهی بفهمی
مُخ‌َت پاشیده باشد به دیوار!

.

.

اَخم می‌کنی
آسمانْ ابر می‌شود
‌گریه می‌کنی، باران
می‌خندی، آفتاب...
 
آسمان را هم به بازی گرفته‌ای!
.
.
نخند مَرد!
مَشقی نیستند این گلوله‌ها که هر روز
می‌نشینند به سینه‌ات.
تنهایی،
آدم را هم مثلِ خدا
رویین‌تَن می‌کند!
.
.
لطفن این شعر را
آهسته بخوانید.
روویِ سطرِ آخرِ گریه‌هاش
خواب رفته است شاعر!
.
.
رفتی
اما چه آرام، چه دیر
درست مثل مرگ
در اتاقِ گاز!
.
.
من سرشار از خدا بودم
و چه زیبا و اعجاب انگیز است
ان لحظه که چشم در چشم خدا
خالی می شوی از می دانم های حقیر خویش!
حسین پناهی
.
.

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1391  |
 
 
 
بالا